در ۱۹۷۶ و فینال جام ملتهای اروپا، تیم ملی چکسلواکی به مصاف آلمان غربی رفت؛ تیمی که قهرمانی جهان و اروپا را یدک میکشید و همه را پیروز میدان میدانستند. اما جریان بازی با یک تصمیم غیرمنتظره تحت تأثیر قرار گرفت؛ برگزاری ضربات پنالتی به دلیل عجله آلمانیها برای رفتن به تعطیلات! جالب اینکه خود پاننکا بعدها گفت اگر بازی تکرار میشد، احتمال پیروزی آنها کمتر بود.
پاننکا که سالها در تمرینات تیم باشگاهیاش بوهمیانس با دروازهبان تیم، زدن پنالتی تمرین میکرد، متوجه شد که اغلب دروازهبانها در لحظه آخر به یک سمت شیرجه میزنند. پس ایدهای به ذهنش رسید: ضربه زدن آرام به مرکز دروازه. ابتدا این تغییر کوچک را صرفاً برای گرفتن شکلات یا آبجو از دوستش امتحان کرد، اما سریع فهمید با یک سلاح واقعی مواجه است.
پاننکا با تمرین و اعتماد به نفس، پنالتی معروفش را در بازی دوستانه و حتی یک مسابقه مهم لیگ چکسلواکی امتحان کرد و در نهایت در حساسترین لحظه، فینال یورو ۱۹۷۶، آن را عملی کرد؛ پنالتیای که تاریخ فوتبال را تغییر داد. ضربه آرام و جسورانه او درست وسط دروازه و در حالی که دروازهبان بزرگ آلمان، سپ مایر، به یک سمت شیرجه زد، وارد دروازه شد و چکسلواکی را قهرمان اروپا کرد.
این پنالتی فقط یک لحظه فوتبال نبود؛ حرکتی خارج از عرف و نماد اعتماد به نفس در شرایطی بود که فشار سیاسی و اجتماعی بر کشور وجود داشت و هر حرکت غیرمتعارفی ممکن بود تاوان سختی برای ورزشکاران داشته باشد. حتی خود پاننکا بعدها اعتراف کرد اگر توپ گل نمیشد، احتمالاً با مشکلات یا حتی مجازاتهای سیاسی روبرو میشد.
این پنالتی اما به بهای شهرت و بدنامی برای پاننکا تمام شد؛ سیل انتقادات رسانههای غربی و کینه شخصی سپ مایر که سالها حاضر به صحبت با پاننکا نشد. حتی خودش نیز حس تلخی از این شهرت داشت؛ چرا که تمام تواناییها و مهارتهای فوتبالیاش زیر سایه این ضربه ماند. اما پاننکا اگر دوباره آن لحظه تکرار میشد، باز هم همین انتخاب را میکرد؛ چرا که اعتقاد داشت راه دیگری بلد نیست.
امروز نام «پاننکا» معادل یکی از جسورترین پنالتیهای فوتبال جهان است؛ حرکتی که بزرگانی مانند زیدان، پیرلو، مسی و رونالدو هم آن را تقلید کردهاند. اما هیچکدام به اندازه پنالکای اصلی، چنین طعم تلخ و شیرینی را تجربه نکردهاند؛ پنالتیای که هم یک قهرمان ساخت و هم یک دشمن جاودان!











ارسال دیدگاه