باشگاه برنتفورد در سالهای اخیر به الگویی موفق در فوتبال انگلستان و اروپا تبدیل شده است. این تیم با وجود بودجه محدود و چالشهای از دست دادن بازیکنان کلیدی، همواره در انتخاب مربی فراتر از انتظارات ظاهر میشود.
فرآیند متفاوت انتخاب مربی
برنتفورد با تکیه بر مدل تحلیل دادهها و استفاده از فضای تصمیمگیری مبتنی بر شواهد، شیوهای متفاوت از تیمهای سنتی دارد. هنگامی که توماس فرانک این باشگاه را ترک کرد، بسیاری آینده تیم را ناامیدکننده میدیدند؛ اما انتخاب کیت اندروز، مربی جوان و بیتجربه، اثبات کرد سرعتعمل و شناخت درونی سازمان چقدر میتواند ثمربخش باشد.
این باشگاه زیر نظر مالک مت بنهام، معمولاً مربیانی را برمیگزیند که با فلسفه باشگاه و رویکرد کلی آن هماهنگ باشند. اندروز نیز از بدنه داخلی باشگاه انتخاب شد؛ فردی که هم مورد شناخت و اعتماد مدیران بود و هم مدل باشگاه را به خوبی میفهمید.
اعتماد هواداران؛ نتیجه یک روند صحیح
هواداران برنتفورد پس از سالها تجربه موفق، به درستی به مدیران خود اعتماد دارند. وقتی اندروز (بدون سابقه سرمربیگری سطح اول) هدایت تیم را برعهده گرفت، بسیاری از هواداران به «فرآیند» ایمان داشتند و به باشگاه زمان دادند. نتایج قابل توجه امسال ـ حضور در رده هفتم لیگ برتر و صعود به دور پنجم جام حذفی ـ گویای صحت این باور است.
آیا مدل برنتفورد قابل تکرار است؟
مدل برنتفورد بر پایه تداوم و دانش جمعی بنا شده است. مدیران تیم به جای جستجوی نامهای بزرگ و یا طرحهای صرفاً هیجانی، روی شناخت داخلی، دادهمحوری و استمرار روشِ کاری خود سرمایهگذاری میکنند.
هر چند هر باشگاهی شرایط خاص و منحصر به فرد خود را دارد، اما موفقیتهای برنتفورد الهامبخش تیمهایی است که به دنبال ثبات و صعود بیحاشیه هستند. این مدل نشان میدهد تکیه بر فلسفه مدیریتی منسجم و اعتماد به فرآیند، میتواند نتایج بزرگی رقم بزند؛ حتی اگر منابع مالی قابل توجهی در اختیار نباشد.



















ارسال دیدگاه