باشگاه تاتنهام موفق شد پس از سالها یک جام اروپایی را به ویترین افتخارات خود اضافه کند و با پیروزی مقابل منچستر یونایتد در فینال لیگ اروپا، شور و شعفی وصفناپذیر را در لندن به وجود آورد. اما این جام نهتنها مشکلات بنیادین تیم را حل نکرد، بلکه پنهانکاریهای درون باشگاه، تنها برای مدت کوتاهی موفق به کتمان آن شد.
با وجود روابط صمیمی ظاهری بین آنژه پستکوگلو و بازیکنان، گزارشها نشان میدهد رفتهرفته فاصلهای بین مربی استرالیایی و تیمش ایجاد شده بود. او دیگر همچون گذشته در وعدههای صبحانه کنار بازیکنان دیده نمیشد و بسیاری از بازیکنان برای بیان مشکلاتشان به اعضای دیگر کادر فنی مراجعه میکردند.
در جذب بازیکنان کلیدی نیز ناکامی داشتند؛ ناکام ماندن تاتنهام در جذب استعداد جوانی مانند دزیره دوه، که چند ماه بعد ستاره فینال لیگ قهرمانان برای پاریسنژرمن شد، نشانهای از ضعفهای نقلوانتقالاتی و برنامهریزی آیندهنگرانه باشگاه بود.
یکی از مهمترین بحرانهای فصل اخیر، موج مصدومیتها بود که بازیکنان کلیدی تیم مانند رومرو، سون هیونگ-مین و ریچارلیسون را برای مدت طولانی به دور از میادین نگه داشت. اختلاف نظر میان اعضای کادر پزشکی و کادر فنی نیز مزید بر علت شد تا دوران پستکوگلو با انتقادهای داخلی همراه باشد.
انتقادهایی نیز به فلسفه فوتبالی پستکوگلو وارد بود؛ او که همواره به سبک تهاجمی و بیپروا شهره است، به کمانعطافی و پافشاری بیش از حد بر فلسفه خود متهم شد، حتی در شرایطی که لازم بود رویکرد دفاعیتری اتخاذ کند. با این حال، در دیدارهای حساس اروپایی نشانههایی از تغییر تاکتیکی او دیده شد.
در نهایت اما، دنیل لوی، رئیس باشگاه، بار دیگر چنان که از او انتظار میرود، بر مبنای جایگاه ضعیف تیم در لیگ برتر تصمیمگیری کرد؛ رتبه هفدهم و ۲۲ شکست از ۳۸ بازی، عددهایی بودند که برای اخراج پستکوگلو کافی بهنظر میرسیدند.
حالا همه نگاهها به آینده نیمکت تاتنهام دوخته شده است؛ نامهایی همچون توماس فرانک (برنتفورد)، ادی هاو (نیوکاسل)، بازگشت احتمالی مائوریسیو پوچتینو و مربیان دیگر مطرح شدهاند. هواداران امیدوارند هرکسی که به نیمکت تاتنهام میرسد، بتواند همسویی بیشتری بین بازیکنان و مدیریت ایجاد کند و باشگاه را دوباره به جمع مدعیان بازگرداند.



















ارسال دیدگاه