گسترش جام جهانی فوتبال به ۴۸ تیم، مسائل متعددی را در ساختار رقابتها به وجود آورده که میتواند بر هیجان و عدالت رقابتها تأثیرگذار باشد. تا مرحله حذفی، ۷۲ مسابقه لازم است تا تعداد تیمها از ۴۸ به ۳۲ کاهش یابد. این موجب شده در مرحله گروهی، خطر حذف تیمها کمتر و احتمال صعود تیمهای سوم بیشتر شود. بهطور معمول، حتی تیمهایی با ۳ امتیاز و تفاضل گل منفی، شانس خوبی برای صعود دارند.
این ساختار باعث شکلگیری سناریوهایی شده که در آن تیمها میتوانند برای حمایت از منافع خود، وارد بازیهای استراتژیک شوند؛ از جمله بازی برای تساوی یا انتخاب حریف آسانتر در حذفی. نمونههایی مانند برنامهریزی مسابقات بهگونهای که تیمهای قرار گرفته در مکانهای دوم و سوم، با آگاهی از شرایط گروههای دیگر، نتیجه مطلوبشان را به دست آورند، این ریسک را بههمراه دارد که بازیها فاقد هیجان و صداقت لازم باشند.
در موارد خاص، تیمها میتوانند با شناخت کافی از امتیازات مورد نیازشان، به دنبال کسب نتیجه توافقشده یا عدم حمله جدی باشند. این وضعیت یادآور تجربیات گذشته همچون جام جهانی ۱۹۸۲ و برخی رقابتهای قارهای است که به تغییر در قوانین برگزاری مسابقات منتهی شد.
همچنین، با توجه به زمانبندی مسابقات، تیمهایی که دیرتر بازی میکنند، مسیر حذفی و احتمالاً رقیبانشان را میدانند و میتوانند با انتخاب جایگاهشان، شانس بهتری داشته باشند. اگرچه هدف افزایش مشارکت جهانی و درآمد زایی مطرح بوده، اما این مدل بدون اصلاح، منجر به افت هیجان و افزایش احتمال سوءظن به نتایج مسابقات میشود.
نگرانیها درباره عدالت رقابتی، اصالت فوتبال و حفظ هیجان لازم در بازیهای پایانی گروهی باعث شده بسیاری از کارشناسان خواستار بازنگری در این فرمت باشند.












ارسال دیدگاه