در ژوئن ۲۰۲۵ بیستمین سالگرد تصاحب کامل باشگاه منچستریونایتد توسط خانواده گلیزر از آمریکا است؛ اتفاقی که از همان ابتدا به دلیل پیامدهای مالی بحثبرانگیز شد. گلیزرها برای خرید باشگاه عمدتاً از پول قرضی استفاده کردند، به نحوی که بدهی باشگاه از ۵۰ میلیون پوند به ۶۰۴ میلیون پوند افزایش یافت. طی این بیست سال، طبق بررسی حسابهای باشگاه، حدود ۱.۲ میلیارد پوند درآمد منچستریونایتد صرف بازپرداخت سود بدهی، خودِ بدهی، پرداخت سود به سهامداران و هزینههای مدیریتی خانواده گلیزر شده است.
یکی از نکات تأسفبار برای هواداران منچستر این است که پرداخت این مبالغ کلان، میتوانست باعث تقویت تیم، استادیوم و آکادمی شود. در این میان پرداخت ۸۱۵ میلیون پوند برای سود بدهی، ۱۹۷ میلیون پوند به خودِ بدهی، ۱۶۶ میلیون پوند سود سهام و ۱۰ میلیون پوند هزینه مدیریتی کاملاً ملموس است. این ارقام شامل هزینههای جانبی دیگر مثل حقالزحمه بانکها، مشاوران مالی و همچنین هزینههای دلاری (hedging) نمیشود.
خانواده گلیزر همچنین بخشی از ارزش باشگاه را محقق کردهاند. از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۲، آنها ۵۵۵ میلیون پوند سهام فروختند که ۴۸۴ میلیون آن مستقیماً به جیب آنها رفت. اگرچه آنها مدعی رشد تجاری باشگاه هستند (افزایش درآمدهای سالانه از ۵۵ میلیون پوند در ۲۰۰۶ به ۳۰۳ میلیون پوند در ۲۰۲۴)، ولی این رشد در حالی رخ داد که منچستریونایتد همچنان بدهی بالایی را تحمل کرد.
در عرصه ورزشی، از زمان بازنشستگی سر الکس فرگوسن در ۲۰۱۳، فشارها و نتایج ضعیف بیش از پیش خود را نشان داده است. اگرچه باشگاه در طول این دوره موفق به کسب ۱۵ جام عمده شده، اما تنها ۵ تای این جامها پس از رفتن فرگوسن به دست آمدهاند و فصل قبل نیز ضعیفترین رتبه (پانزدهم) تاریخ معاصر تیم رقم خورد. مدیرعامل جدید باشگاه نیز به این فصل دشوار اذعان کرده است.
درباره سرمایهگذاری خانواده گلیزر نیز باید دانست که آنها فقط ۲۷۳ میلیون پوند پول نقد از سرمایه شخصیشان در ابتدای خرید باشگاه تزریق کردند و از آن زمان تاکنون، دیگر پولی وارد باشگاه نکردهاند. جذب بازیکنان جدید عمدتاً از درآمد خود باشگاه و اخذ بدهیهای جدید تأمین شده است.
در سال ۲۰۲۴ با ورود جیم رتکلیف و خرید حدود ۳۰ درصد سهام باشگاه و تزریق ۲۳۶ میلیون پوند از منابع شخصی او برای بازسازی ورزشگاه، به نظر میرسد جهتی تازه در ساختار مالی و مدیریتی منچستریونایتد شکل گرفته است. نکته مهم اینکه این پول، به بدهی جدید منجر نشد و از جیب مالک جدید تأمین شد که این رویکرد میتواند مدل بهتری برای باشگاههای فوتبالی باشد.
برای هواداران ایرانی منچستر، این روند نهتنها تأثیر مستقیمی روی نتایج تیم محبوبشان داشته، بلکه الگویی است از اینکه مدلهای مالکیتی نامناسب چگونه میتواند آینده یک باشگاه بزرگ و پرطرفدار را به خطر بیاندازد. مقایسه وضعیت باشگاههای ایرانی هم نشان میدهد که شفافیت و ساختار مالی صحیح، لازمه پیشرفت و بقای هر تیم بزرگی است.



















ارسال دیدگاه