در سالهای اخیر، دنیای فوتبال شاهد تغییرات چشمگیری در نحوه سرمایهگذاری و مالکیت تیمها بوده است. نمونه بارز این تغییرات، تأثیر رومن آبراموویچ بر چلسی و مشابهتهای آن با روند رشد رکسهام است. ورود آبراموویچ به چلسی در سال ۲۰۰۳، نه تنها این باشگاه لندن را متحول کرد، بلکه سرآغازی برای موج جدیدی از سرمایهگذاری کلان خارجی در فوتبال انگلیس شد.
پیش از حضور آبراموویچ، چلسی با مشکلات مالی روبرو بود، اما با خرید باشگاه و تزریق سرمایه قابلتوجه، این تیم خیلی سریع به جمع مدعیان لیگ برتر و اروپا پیوست. او سبک جدیدی از مدیریت و هزینهکرد را به فوتبال انگلیس آورد که بعدها توسط مالکین جدیدی مانند مالکان منچسترسیتی، پاریسنژرمن و حتی رکسهام الگوبرداری شد.
در طرف دیگر، رکسهام که سالها در دستههای پایین فوتبال انگلیس حضور داشت، با ورود سرمایهگذاران هالیوودی مثل رایان رینولدز و راب مکاِلهنی، تغییری ساختاری را تجربه کرد. حمایت مالی چشمگیر، جذب بازیکنان برجسته و ارتقای زیرساختها باعث شد رکسهام بتواند مسیر صعود به ردههای بالاتر لیگ را طی کند و حتی نام خود را به عنوان یک باشگاه با قدرت تاثیرگذاری جهانی مطرح سازد.
وجه اشتراک اصلی میان این دو تیم، قدرت سرمایه و سرعت تحول است. همانطور که چلسی با آبراموویچ بخشهای مختلف باشگاه از جمله زمین تمرین، آکادمی و تیم بانوان را ارتقا داد، رکسهام نیز با ایجاد زیرساختهای مدرن، جذب اسپانسرهای جدید و بینالمللی شدن برند خود، الگویی موفق را ارائه داده است.
این حضور سرمایهگذاران خارجی اگرچه منتقدانی به همراه داشته، اما رشد درآمدها، محبوبیت جهانی و موفقیت ورزشی عملیاتیشدن این مدل را تأیید میکند. در نهایت، آنچه چلسی و آبراموویچ آغاز کردند، بستری شد تا تیمهایی مثل رکسهام بتوانند با رؤیاهای بزرگ، خود را به سطح اول فوتبال نزدیک کنند.



















Insert Comment