در سالهای اخیر، باشگاههای چلسی و استراسبورگ زیر نظر گروه BlueCo شاهد انتقال دوازده بازیکن و حتی سرمربی میان خود فقط در یک فصل بودهاند. این روند سؤالهای زیادی درباره سلامت رقابت، عدالت نقل و انتقالات و تأثیر زیرساختهای مالکیت چندباشگاهی (MCO) بر فوتبال اروپا پیش آورده است.
مالکیت چندباشگاهی؛ فرصتی برای توسعه یا تهدیدی برای رقابت؟
مدل مالکیت چندباشگاهی به گروهی از سرمایهگذاران اجازه میدهد باشگاههای متعددی را در لیگهای مختلف اداره کنند. این مدل به تیمهایی چون چلسی و استراسبورگ این فرصت را داده تا بین خود به راحتی بازیکن، کادر و منابع جابهجا کنند. این در حالی است که باشگاه استراسبورگ پیش از ورود BlueCo هرگز توان مالی برای خرید بازیکنان گرانقیمت را نداشت، اما پس از این همکاری، هزینههای نقل و انتقالاتی آن به طرز چشمگیری افزایش یافته است.
نگرانیها از دستکاری بازار و حفظ عدالت
مخالفان این مدل معتقدند انتقالهای داخلی بین باشگاههای یک گروه میتواند منجر به جابهجایی بازیکنان با مبالغ دلخواه و خارج از منطق بازار شود و در نتیجه روی رشد واقعی باشگاهها، به ویژه در لیگهای کوچکتر، اثر منفی بگذارد. بهعلاوه، فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) و یوفا قوانین مشخصی برای محدودکردن تعداد بازیکنان قرضی و انتقالات بین دو باشگاه تحت مالکیت یک گروه تصویب کردهاند، اما همچنان نگرانی از استفاده ابزاری و یافتن راهحلهای حقوقی برای دورزدن این مقررات پابرجاست.
منفعت یا ضرر برای باشگاهها؟
استراسبورگ از لحاظ مالی و زیرساختی منفعت برده؛ اما زمانیکه چلسی سراغ استعدادهای استراسبورگ میرود، اراده باشگاه فرانسوی چندان نقشی ندارد. از سوی دیگر، بازیکنان جوان در چنین چرخهای یا فرصت رشد در سطح اول را به دست میآورند یا قربانی سیاستهای مدیریتی میشوند.
جایگاه نهادهای مدیریتی فوتبال
یوفا و فیفا تاکنون تنها در صورت تضاد منافع آشکار، مانند حضور همزمان دو باشگاه متعلق به یک گروه در یک رقابت اروپایی، اقدام به حذف یا محدودیت آنها کردهاند. اما روند تغییر قوانین و نگرانی از تهدید سلامت رقابت نشان میدهد احتمالا در آینده قوانینی سختگیرانهتر بر مالکیت چندباشگاهی اعمال شود.
در مجموع، ارتباط نزدیک باشگاههایی مانند چلسی و استراسبورگ نمونهای از دغدغههای جدید فوتبال مدرن است که میتواند مزایا و معایبی جدی برای ساختار فوتبالی اروپا به همراه داشته باشد.




















ارسال دیدگاه