در سالهای اخیر، بحث زیادی پیرامون انتصاب مربیان بریتانیایی در باشگاههای سطح اول مانند چلسی صورت گرفته است. انتصاب لیام روزنیور به عنوان سرمربی چلسی باعث شد تا رسانهها و هواداران نسبت به سابقه، تجربه و سبک کاری او سوالات زیادی مطرح کنند؛ اما موفقیت روزنیور با پنج پیروزی از هفت دیدار نخست نشان از شایستگی او دارد، هرچند در نیمهنهایی جام اتحادیه برابر آرسنال شکست خورد.
تجربه مربیگری در لیگهای پایین، همانند آنچه برای ادی هاو و بسیاری از سرمربیان نامآشنای گذشته انگلیس رخ داد، به مربیان جوان امکان میدهد تا با چالشهای واقعی مدیریت، فشارهای روانی و انتظارات پیچیده باشگاهها دست و پنجه نرم کنند. این مسیر برای بسیاری از مربیان رنگینپوست یا جوانتر، بستر مناسبی برای رشد و اثبات شایستگی فراهم میسازد؛ مسئلهای که برای فوتبال ملی انگلیس حیاتی به نظر میرسد.
امروز در لیگ برتر انگلیس، تعداد مربیان بریتانیایی بسیار کمتر از لیگهای اروپا است. با این حال، نمونه موفق ادی هاو در نیوکاسل و کیت آندروز در برنتفورد نشان میدهد اگر باشگاهها پشت مربیان جوان بومی بایستند، آنها میتوانند سطح بالایی از موفقیت را تجربه کنند.
همچنین، تجربه کار در لیگهای پایین امکان یادگیری مهارتهای عملی مدیریت واقعی را به مربیان میدهد؛ برخلاف فوتبال آکادمی که بیشتر مبتنی بر تئوری است. تنها زمانی که مربی در قالب یک تیم بزرگسال مسئول باشد و با انتظارات واقعی رو به رو شود، میتواند تفاوت واقعی بین پرورش و پیروزی را درک کند و به موفقیت بیشتری در سطوح بالاتر دست یابد.
در مجموع، مسیر مربیگری در سطوح پایین فوتبال نه تنها زمینهساز رشد شخصی و فنی مربیان جوان است، بلکه میتواند باعث افزایش اعتماد باشگاههای بزرگ به مربیان داخلی شود. برای آینده فوتبال بریتانیا، این فرصت باید تقویت شود و مربیان برجسته صرفاً بر اساس شایستگی انتخاب گردند، نه صرفاً بر مبنای سابقه یا ملیت.




















ارسال دیدگاه