بلژیک تا چند سال پیش یکی از قدرتهای بلامنازع فوتبال دنیا بود؛ تیمی با ستارههایی چون کوین دیبروینه، ادن آزارد، تیبو کورتوا و روملو لوکاکو که سالها رتبه اول رنکینگ فیفا را در اختیار داشت. با این حال، طلسم قهرمانی برای این نسل فوقالعاده هیچ وقت شکسته نشد و بلژیک با وجود موفقیتهای مرحلی، در نهایت جام معتبری را تصاحب نکرد.
شکست این تیم در یورو ۲۰۱۶ مقابل ولز و سپس حذف از نیمهنهایی جام جهانی ۲۰۱۸ نشان داد که حتی بهترین نسل هم بدون اتحاد و مدیریت مناسب نمیتواند به موفقیت نهایی برسد؛ موضوعی که شاید هواداران ایرانی هم با پوست و استخوان آن را در مسابقات ملی خود حس کرده باشند؛ تیمهایی با استعداد، اما دور از قهرمانی.
پس از ناکامی جامجهانی ۲۰۲۲، بلژیک دستخوش تغییرات شد؛ بازنشستگی برخی ستارهها، استعفای مربیان و بالا گرفتن اختلافات داخلی که با مصدومیتها و نتایج ضعیف همراه شد. درست مانند چرخهای که سالها شاهد آن در فوتبال ایران بودیم؛ نسلی میآید، میدرخشد اما در بزنگاه جامها، کمبودها خود را نشان میدهد.
اما این پایان قصه نبود. دومینیکو تدسکو، سرمربی جوان، با تغییر تاکتیک و اعتماد به جوانان، دوباره امیدها را زنده کرد. بازیکنانی مثل ژرمی دوکو، زنو دباست و جوانهایی چون جورتی موکایو، نسل نوینی را تشکیل دادهاند که با ترکیب تجربه معدود ستارگان باقیمانده و انگیزه بالا، میتوانند دوباره فوتبال بلژیک را احیا کنند.
شاید نقطه تمایز مسیر بلژیکیها، راهبرد منسجم فدراسیون فوتبال این کشور در سرمایهگذاری بلندمدت روی آکادمیها و آموزش مربیان باشد؛ موضوعی که طرفداران فوتبال ایران بارها خواستار آن بودهاند. ایجاد نسل طلایی، تصادفی نیست و نیازمند سیاستگذاری هدفمند و استمرار رشد پایهای است. این همان نکتهای است که تفاوت را رقم میزند.
حال، با ورود مربی جدید و بازگشت برخی بازیکنان باتجربه، امیدواری بین هواداران بلژیکی افزایش یافته است. فوتبال این کشور نشان داد که از دل تجربههای تلخ، میتوان بذر یک بازسازی بزرگ را کاشت و شاید این انگیزهای باشد برای فوتبال ایران تا برنامهریزی و پرورش اصولی استعدادها را جدیتر دنبال کند.
درنهایت، بلژیک با پذیرش پایان نسل طلایی، به استقبال آینده رفته است، و شاید درس بزرگ، ایمان به جوانان و استمرار در توسعه فوتبال پایه باشد؛ راهی که برای تکرار موفقیت، فوتبال ایران هم باید بپیماید.


















Insert Comment